تبليغاتX
ته بن بست
حرکتی آسوده در ماورای تاریکی

من آوازهایی را می پسندم، که پدرم می پسندد.
کتاب هایی را می خوانم که زمان پدرم منتشر شده اند.
گاهی که احساساتی می شوم، دلم می خواهد نیمی از عمرم را بدهم و به روزگاری برگردم که تهران، درشکه داشت.
دلم می خواهد یک بار، فقط یک بار کافه نادری وجود داشته باشد و من یک ثانیه در آن قلیان چاق کنم.
دلم می خواهد برگردم به آن زمان ها که بابا، صبح با صدای آواز مرضیه که از رادیوی قهوه خانه نبش کوچه شان می آمد و می گفتند شنیدنش حرام است، از خواب بلند می شد.
و عمه از نعره های فریدون، پسر ناخلف همسایه که شب ها سیاه مست به خانه برمی گشت، می ترسید.
و پدر بزرگ می دانست چه طور دل مادربزرگم را ببرد که از خانه فرار کند و اجبارا اسلام بیاورد تا با او ازدواج کند!
نسل من، نسل بی خاطره است. هیجان ندارد. نوستالژی ندارد. بلد نیست خاطره بسازد. بلد نیست زندگی کند. لذت ببرد. شور جوانی اش را بروز دهد.
نسل من از سیاست، نه شور و اعتراض، که هیس هیس بزرگتر ها را از ترس به باد رفتن سر فهمیده است.
نسل من از ترانه و شعر، " تو خودت نمره بیستی " را بلد است.
نسل من از مردانگی پسران سر کوچه، متلک را شناخته است.
نسل من از کتاب، "راز جوان ماندن" و رمان های فهیمه رحیمی و درمان ناتوانی جنسی را می خواند.
نسل من از لا به لای روزنامه ها، نام غذای مورد علاقه نیکبخت را جستجو می کند.
و خبرنگاری را می خواهد که شماره تلفن گلزار را برای شرکت در یک مهمانی خودمانی برایش پیدا کند!
نسل من، هیچ چیز برای اتکا ندارد، هیچ چیز!...
یادداشتهای یک قلم به دست مزدور
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 10:35 قبل از ظهر  توسط نیما(nH) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دشوار بود ندانستن معنی آنچه حرکت بود
در دیدن از دست رفته ها تلاش میکنم!!!
برای برخاستن جان میکنم
بیهوده است
از ابتدا در گامی بیهوده گام برداشتم
بهترین تفریح برایم گم شدن در انبوه مردم خیا بان است .برای خود ملاک و ضابطه هایی دارم که اگر عقلی نیست احساسی هست . نه می خواهم چیزی را ثابت کنم و نه می خواهم چیزی را برایم ثابت کنند . کل حرف من همینهاست . بیشتر شعرها ونوشته ها به اقتضای زمان و احوال شخصی خودم می باشد .خود را کمتر از آنی می بینم که هستم اما درون من ساکت نیست بسیاری چیزها را ندید می گیرم اما همه چیز را می بینم .من در درون می جوشم


پیوندهای روزانه
یار دبستانی من
دوباره می سازمت وطن
جان دهم اما نمیرد خاک من
خیابان خوابها
تست سلامت فلسفی
جاویدان من
تصور کن
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آرشیو موضوعی
ایران ، پرنده پر در خون ( سياست )
دل نوشته ها
پیوندها
ته بن بست روبرو ( شعبه 2 همين وبلاگ )
صادق هدایت
صدای خشم و عشق ( داریوش )
سایت رسمی داریوش
داریوش اوج صدا ( اشعار )
مسافر سرزمين هيچكس
بادبزن دلم
تو را من چشم در راهم
داریوش کبیر
آرش كمانگير
نوشته های یک مرد ناشناس
بغض مبهم
برهوت سرد آرزوها
درفش
همرنگ چشمهایت سکوت می کنم
برف مي بارد هنوز ...
تنهاتر از سکوت
زمهرير
چاي تلخ
چهل دروغ
با حسي به سرخي خون ايستاده ام
يه بوته تمشک تنها
دستنوشته هاي يك پسر در حال كما
sad - girl
ديوونه خونه
یادداشتهای یک دیوانه از دارالمجانین
وبلاگ ميثم قهوه چيان
باورهای خیس یک مرده
شبح

 RSS

POWERED BY
nH