تبليغاتX
ته بن بست
حرکتی آسوده در ماورای تاریکی
به مرگ می اندیشم و راه انتخاب آن

آکنده از خشمم

آمیخته با فریاد

می خواهم بزنم بزرگترین سیلیم را در گوش بشریت

و تف کنم درصورت هرچه کج فهمیست

در این پاییز دلمرده کویر

که حتی خش خش برگهای زرد چنار از من روگردانده اند

خشماگینم

به مرگ می اندیشم و راه انتخاب آن

از دوستان بریده ام و از عزیزان خسته

می خواهم بروم

ازین شهر ، ازین دیار

از میان هرکه می شناسم

به کجا ، نمیدانم

به چه قصد

تنهایی

دلم اما تنگ است

دوستشان دارم

آنها را که نمی فهممشان

و دلم اینجاست

در همین کنج سیاه در به دری

همینجا که آزادی من را به صلیب کشیده اند

و هنوز سوزش تازیانه را بر پشتم احساس می کنم

و من باز هم می مانم

که بخوانم ، که بخندم ، که بگویم

با آنکه خسته ام ،

                   دوستتان دارم ....

برگرفته از وبلاگ زیبای سایلنت

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 1:3 بعد از ظهر  توسط نیما(nH) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دشوار بود ندانستن معنی آنچه حرکت بود
در دیدن از دست رفته ها تلاش میکنم!!!
برای برخاستن جان میکنم
بیهوده است
از ابتدا در گامی بیهوده گام برداشتم
بهترین تفریح برایم گم شدن در انبوه مردم خیا بان است .برای خود ملاک و ضابطه هایی دارم که اگر عقلی نیست احساسی هست . نه می خواهم چیزی را ثابت کنم و نه می خواهم چیزی را برایم ثابت کنند . کل حرف من همینهاست . بیشتر شعرها ونوشته ها به اقتضای زمان و احوال شخصی خودم می باشد .خود را کمتر از آنی می بینم که هستم اما درون من ساکت نیست بسیاری چیزها را ندید می گیرم اما همه چیز را می بینم .من در درون می جوشم


پیوندهای روزانه
یار دبستانی من
دوباره می سازمت وطن
جان دهم اما نمیرد خاک من
خیابان خوابها
تست سلامت فلسفی
جاویدان من
تصور کن
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آرشیو موضوعی
ایران ، پرنده پر در خون ( سياست )
دل نوشته ها
پیوندها
ته بن بست روبرو ( شعبه 2 همين وبلاگ )
صادق هدایت
صدای خشم و عشق ( داریوش )
سایت رسمی داریوش
داریوش اوج صدا ( اشعار )
مسافر سرزمين هيچكس
بادبزن دلم
تو را من چشم در راهم
داریوش کبیر
آرش كمانگير
نوشته های یک مرد ناشناس
بغض مبهم
برهوت سرد آرزوها
درفش
همرنگ چشمهایت سکوت می کنم
برف مي بارد هنوز ...
تنهاتر از سکوت
زمهرير
چاي تلخ
چهل دروغ
با حسي به سرخي خون ايستاده ام
يه بوته تمشک تنها
دستنوشته هاي يك پسر در حال كما
sad - girl
ديوونه خونه
یادداشتهای یک دیوانه از دارالمجانین
وبلاگ ميثم قهوه چيان
باورهای خیس یک مرده
شبح

 RSS

POWERED BY
nH