![]() |
![]() |
|
| حرکتی آسوده در ماورای تاریکی |
آکنده از خشمم آمیخته با فریاد می خواهم بزنم بزرگترین سیلیم را در گوش بشریت و تف کنم درصورت هرچه کج فهمیست در این پاییز دلمرده کویر که حتی خش خش برگهای زرد چنار از من روگردانده اند خشماگینم به مرگ می اندیشم و راه انتخاب آن از دوستان بریده ام و از عزیزان خسته می خواهم بروم ازین شهر ، ازین دیار از میان هرکه می شناسم به کجا ، نمیدانم به چه قصد تنهایی دلم اما تنگ است دوستشان دارم آنها را که نمی فهممشان و دلم اینجاست در همین کنج سیاه در به دری همینجا که آزادی من را به صلیب کشیده اند و هنوز سوزش تازیانه را بر پشتم احساس می کنم و من باز هم می مانم که بخوانم ، که بخندم ، که بگویم با آنکه خسته ام ، دوستتان دارم .... برگرفته از وبلاگ زیبای سایلنت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 1:3 بعد از ظهر توسط نیما(nH) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دشوار بود ندانستن معنی آنچه حرکت بود
در دیدن از دست رفته ها تلاش میکنم!!! برای برخاستن جان میکنم بیهوده است از ابتدا در گامی بیهوده گام برداشتم بهترین تفریح برایم گم شدن در انبوه مردم خیا بان است .برای خود ملاک و ضابطه هایی دارم که اگر عقلی نیست احساسی هست . نه می خواهم چیزی را ثابت کنم و نه می خواهم چیزی را برایم ثابت کنند . کل حرف من همینهاست . بیشتر شعرها ونوشته ها به اقتضای زمان و احوال شخصی خودم می باشد .خود را کمتر از آنی می بینم که هستم اما درون من ساکت نیست بسیاری چیزها را ندید می گیرم اما همه چیز را می بینم .من در درون می جوشم |
| پیوندهای روزانه |
|
یار دبستانی من دوباره می سازمت وطن جان دهم اما نمیرد خاک من خیابان خوابها تست سلامت فلسفی جاویدان من تصور کن آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
ایران ، پرنده پر در خون ( سياست ) دل نوشته ها |
RSS
POWERED BY
nH