تبليغاتX
ته بن بست
حرکتی آسوده در ماورای تاریکی

وطن

نام تو نام نامداران

همه فصل تو بادا نوبهاران

وطن

سبزي ، سپيدي ، سرخ گوني

مبادا دشمنت را جز زبوني

وطن پرنده پر در خون

وطن شكفته گل در خون

وطن فلات شهيد و شب

وطن پاكا به صد خون

وطن ترانه زنداني

وطن قصيده ويرانيزنداني

ستاره ها اعداميان ظلمت

به خاك اگرچه ميريزند

سحر دوباره برمي خيزند

بخوان كه دوباره بخواند

اين قبيله قرباني

گل سرود شكستن را

بگو كه به خون بسرايد

اين عشيره زنداني

حرف آخر رستن را

                       .....

با دژخيمان اگر شكنجه

اگر بند است و شلاق و خنجر

اگر مسلسل و انگشتر

با ما تبار فدايي

با ما غرور رهايي

بنام آهن و گندم

اينك ترانه آزادي

اينك سرودن مردم

                     .....

امروز ما ، امروز فرياد

فرداي ما ، روز بزرگ ميعاد

بگو كه دوباره مي خوانم

با تمامي يارانم

گل سرود شكفتن را

بگو كه به خون بسرايم

دوباره با دل و جانم

حرف آخر رستن را

بگو به ايران

بگو به ايران

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط نیما(nH) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دشوار بود ندانستن معنی آنچه حرکت بود
در دیدن از دست رفته ها تلاش میکنم!!!
برای برخاستن جان میکنم
بیهوده است
از ابتدا در گامی بیهوده گام برداشتم
بهترین تفریح برایم گم شدن در انبوه مردم خیا بان است .برای خود ملاک و ضابطه هایی دارم که اگر عقلی نیست احساسی هست . نه می خواهم چیزی را ثابت کنم و نه می خواهم چیزی را برایم ثابت کنند . کل حرف من همینهاست . بیشتر شعرها ونوشته ها به اقتضای زمان و احوال شخصی خودم می باشد .خود را کمتر از آنی می بینم که هستم اما درون من ساکت نیست بسیاری چیزها را ندید می گیرم اما همه چیز را می بینم .من در درون می جوشم


پیوندهای روزانه
یار دبستانی من
دوباره می سازمت وطن
جان دهم اما نمیرد خاک من
خیابان خوابها
تست سلامت فلسفی
جاویدان من
تصور کن
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آرشیو موضوعی
ایران ، پرنده پر در خون ( سياست )
دل نوشته ها
پیوندها
ته بن بست روبرو ( شعبه 2 همين وبلاگ )
صادق هدایت
صدای خشم و عشق ( داریوش )
سایت رسمی داریوش
داریوش اوج صدا ( اشعار )
مسافر سرزمين هيچكس
بادبزن دلم
تو را من چشم در راهم
داریوش کبیر
آرش كمانگير
نوشته های یک مرد ناشناس
بغض مبهم
برهوت سرد آرزوها
درفش
همرنگ چشمهایت سکوت می کنم
برف مي بارد هنوز ...
تنهاتر از سکوت
زمهرير
چاي تلخ
چهل دروغ
با حسي به سرخي خون ايستاده ام
يه بوته تمشک تنها
دستنوشته هاي يك پسر در حال كما
sad - girl
ديوونه خونه
یادداشتهای یک دیوانه از دارالمجانین
وبلاگ ميثم قهوه چيان
باورهای خیس یک مرده
شبح

 RSS

POWERED BY
nH